اخیراً، نوزادی که برای شست شناور تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، برای پیگیری-5 ماه بعد بازگشت، و تأثیر بسیار عمیقی بر من گذاشت-زیرا بهبودی بیش از انتظارات من بود.

این کودک دچار هیپوپلازی انگشت شست نوع IV بود، که در آن انگشت شست تنها توسط یک ساقه نازک-بافتی نرم به کف دست متصل بود.
قبل از جراحی، ما دو گزینه را با والدین در میان گذاشتیم:

گزینه 1: انگشت شست را حفظ نکنید - عمل pollicization را انجام دهید.
این شامل برداشتن انگشت شست و تغییر موقعیت انگشت اشاره به عنوان یک شست است.
گزینه 2: انگشت شست را با استفاده از پیوند استخوان - SMRT همی- بازسازی انتقال متاکارپ حفظ کنید.

این روش شامل برداشتن بخشی از استخوان از متاکارپ دوم دست آسیبدیده و پیوند آن به متاکارپ اول است. این بر سایر قسمت های بدن تأثیر نمی گذارد.
جراحی در دو مرحله کامل می شود:
در مرحله اول بخشی از متاکارپ دوم به متاکارپ اول منتقل می شود.
حدود سه ماه و نیم بعد، مرحله دوم انجام می شود تا انگشت شست بازسازی شده بتواند واقعا حرکت کند.
پس از درک هر دو گزینه، والدین بدون تردید تصمیم گرفتند انگشت شست را حفظ کنند.

مادر گفت: "ما فقط می خواهیم انگشت شست فرزندمان را نگه داریم و هر پنج انگشت خود را داشته باشیم. حتی اگر ظاهرش عالی نباشد، مهم نیست."
پس از جراحی دوم، تمام خانواده هر زمان که وقت داشتند به نوبت به کودک در انجام تمرینات توانبخشی کمک می کردند.
حالا پنج ماه بعد از عمل، مادر با خوشحالی به من گفت:
"بسیار خوب رشد کرده است. او اکنون می تواند فرمان را بگیرد و نرده ها را بگیرد. من فکر می کنم خیلی خوب است-ما بسیار راضی هستیم."

مادربزرگ نیز لبخندی زد و افزود: او خیلی زود توانست به تدریج حرکت آن را شروع کند.

با تماشای کودکی که با دست کوچکش اسباب بازی ها را نگه می دارد، واقعاً احساس خرسندی کردم.
این جراحی نقطه شروعی را به کودک داد، اما چیزی که واقعاً چنین عملکرد خوبی را ممکن کرد، فداکاری و پشتکار روزانه خانواده بود.
درود بر این خانواده-من معتقدم که در پیگیری بعدی-، کودک شگفتی های دلپذیرتری را به همراه خواهد داشت!
